بخشی از مقدمه
صدای گامهای فرهنگ و تجربه گم نمیشوند. شاید مسافر سرزمین کلاردشت نداند که این مکان تاریخی زیبا و سرسبز از چه اصالتی برخوردار است اما پدران و پدربزرگان ما اصرار دارند با هر پینهای که بر دستان آنهاست و با هر چروکی که در پیشانی دارند همگان را به فروغ چشمهای بانشاط و فرهیخته کلاردشتیها هدایت کنند. ابوذر فقیه ملک مرزبان ازجمله کلاردشتیهایی بود که به سرزمین زادگاهش افتخار میکرد و آرزو داشت حاصل تجارب زندگیاش را در اختیار بگذارد و مردان و زنان کلاردشتی را به جهانیان بشناساند. تقدیر مجالش نداد و عمر کفافش نبود. دستنوشتههایش را به دوستان و خویشان سپرد و تلاشهایش را چون وصیتی گران در دستان من گذاشت. پس از بیستوهشت سال الحمدالله این فرصت دست داد تا آنچه پدرم در سال 1374 به نگارش درآورده بود به زیور چاپ مزین کنم و حاصل زحماتش را در اختیار علاقهمندان قرار دهم. در اینجا ذکر چند نکته ضروری مینماید.
نخست آنکه نوشتههای این کتاب حاصل تجربه زیسته یک فرزند کلاردشتی است که از سال 1306 تا 1377 زندگی کرد و تقریباً از سال 1320 به تهران مهاجرت داشت. البته او همواره تابستانهای خود را در کلاردشت، روستای کردی چال، میگذراند و به تحقیق و تفحص در اوضاع کلاردشت و کلاردشتیها مشغول میشد. نکات این کتاب همان سرگذشتی است که خود با انحا زندگی کرده و با تمام وجودش آنها را درک کرده است. در جوانی اسبسواری ماهر بود و روحیهای جسور داشت به همین دلیل سفرهای روزانه و شبانه زیادی در منطقه داشته است و با بذلهگویی و شاعری و قریحه سخنوریاش همصحبت پیر و جوان میشد. حاصل مطالعات و معاشرتها و مسافرتها چیزی است که در دست دارید.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.